تبلیغات
حرفهای ناتمام - بومرنگ

حرفهای ناتمام

یه وقتایی هست که انگا رخودتو نمی شناسی..تصوری که از خودت داری  با یه اتفاق ساده دود میشه میره هوا و بعد فکر می کنی چقدر زیادی از خودت مطمئن و متشکر بودی!

وقتی بهش فکر میکنم از خودم خجالت می کشم..از اینکه اینهمه دورم از کسی که دارم تو یه خونه باهاش زندگی میکنم  از اینکه اینهمه کم شناختمش!

بعضی وقت ها چقدر شناختن ادم ها سخت میشه دیروز توی دو سه ساعت چیزایی رو فهمیدم که یه عمره نفهمیدم همینه که می گن واسه شناختن بعضی ها کمیت مهم نیست کیفیت مهمه!

دیروز نه خبری از اون حس شیشم مزخرف بود نه از فهم بالای احساس اطرافیانم که همیشه پزشو می دم دیروز فقط نفهمی محض بود!

خیلی روزها تو زندگیم بوده که از بودن ادم هایی که انگار نیستن از نزدیک های دور رنجیدم غافل از اینکه خودم به نزدیک ترینم اونقدر دورم مثل غریبه ای که هر روز از کنارت رد میشه و همه سهمت از اون فقط تکرار اون مسیره ...

خیلی درد داره وقتی می فهمی تو هم جزء همون روزگار و ادم های سردی هستی  که همیشه ازشون گله داری...جز همین قرن" قبیله یعنی یه نفر..."


نوشته شده در جمعه 19 خرداد 1391 ساعت 08:40 ب.ظ توسط لیدوما * نظرات |


Design By : Pichak