تبلیغات
حرفهای ناتمام - همین نزدیکی

حرفهای ناتمام

چقدر بلاتکلیفی بده مثل این میمونه که بین زمین و آسمونی یه لحظه پر از امید و لحظه ی بعد تو اوج ناامیدی انگار چند تا نقطه چین میشی بین بودن و نبودن وقتی همه چی هم دوره و هم نزدیک مثل برزخ می مونه... 

به خودم قول داده بودم اعتماد کردن رو یاد بگیرم ولی بازم یادم میره،یادم میره که هر کاری از دست تو برمیاد یادم میره که تو مطمئن ترین دوست دنیایی برای چی باید غصه بخورم؟ تو اینجایی و فقط کافیه دستم رو بذارم توی دستات تا تو لبخند بزنی و من گرم بشم تا باد بیاد و همه ی غصه هامو ببره. 

دلم می خواد با همه ی وجودم باور کنم که تو هستی همین جا،همین نزدیکی اونقدر نزدیک که هیچ کس دیگه ای نمی تونه نزدیک تر از این به من باشه تو هستی همین جا جایی بین قلب و دلم خدایا همین جا بمون که حس بودنت آرامش بخش ترین حس دنیاست...  

منو در گیر خودت کن تا جهانم زیر و رو شه 

تا سکوت هر شب من با هجومت روبه رو شه

بی هوا بدون مقصد سمت طوفان تو می رم 

منو درگیر خودت کن تا که آرامش بگیرم

تو همین جایی همیشه با تو شب شکل یه رویاست 

آخرین نقطه ی دنیا تو جهان من همینجاست 

تو همین جایی و هر روز من به تنهایی دچارم 

منو نزدیک خودم کن تا تو رو یادم بیارم


نوشته شده در سه شنبه 24 اسفند 1389 ساعت 07:07 ب.ظ توسط لیدوما * نظرات |


Design By : Pichak